ابراهيم عاملي ( موثق )
99
تفسير عاملي ( فارسي )
ديگرى ندارد ، و نادار در برابر دارا شكيبا باشد و بيقرار و منحرف نشود ، و شخص خردمند در برابر اين اختلافات انديشه كند تا معرفتش زياد شود و بعلم خود عمل كند . سخن ما : 1 - جمله ى « جَعَلَكُمْ خَلائِفَ » تا آخر شايد اشاره باشد بقانون كلَّى آفرينش كه بسنجيد و بفهميد ملتهائى ميروند و ديگران جاى آنها را ميگيرند ، و مردم همه يكسان و يكنواخت آفريده نشدهاند ، دسته اى قوى ميروند و ضعيف جايگير آنها مىشود و يا به عكس دسته ى ضعيف نابود مىشود و قوى جانشين او مىشود ، پس تسليم شويد بفرمان آن قدرت كه همه ى اينها در اختيار او است ، 2 - از اين قانون تفاوت و تحوّل استفاده مىشود خلاصه ى عقيده ى حكما كه ميگويند : وجود حقيقت تشكيكى است ، يعنى موجودات افراد متباين و ناجور با يكديگر نيستند بلكه تمام انواع موجودات از كوه تا كاه از پيل تا پشه ، از ماه تا ماهى همه يك حقيقتى هستند كه افراد آن نسبت به يكديگر در معنى هستى شريكند و همه هست شده و موجود هستند كه تفاوت آنها در ضعف و قوّت ، وجود است و سختى و سستى در هستى است و گر نه پشه در آفرينش بهره هائى از هستى دارد ، كه چاپكى پرواز ، نيش زدن ، خون مكيدن است كه فيل و هزاران موجودات ديگر از اين بهره ها محروم هستند ، و باز فيل در هستى و وجود خود چيزهائى و امتيازاتى دارد كه پشه و ديگر موجودات از آن بىبهره و فاقد آن هستند ، و همچنين هر فرد را كه بسنجيد با تمام افراد ديگر موجودات همين طور است كه تفاوت آنها در كمى و زيادى و حدود و اندازه هاى هستى است كه هر كدام خاصيت و اثر و تركيبى دارد غير از ديگرى و باز ديگرى قسمتى از اينها را دارد با هزاران خصوصيّتهاى ديگر وجودى ، و همين است كه در علم شيمى عناصر را تا نود دسته پيدا كردهاند ، چون مواد عالم در خاصيّتها و آثار و نتايج مختلف هستند ولى در اصل آفرينش همه يك موجود هستند ، پس دو جمله ى « رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ » و « جَعَلَكُمْ خَلائِفَ » ميفهماند كه اختلاف شما افراد انسان در خصوصيّات وجودى است يك فرد يا دسته اى ميرود و يا مزاياى خود را از دست